تاريخ : دوشنبه یازدهم شهریور 1392 | 20:51 | نویسنده : M

تا دهها سال قبل انسان هیچ اطلاعاتی در مورد مغز نداشت و فقط می دانست که مغز مرکز پردازش اطلاعات و حافظ انسان است و در دوران باستان فقط چندین بار عملهای جراهی موفقیت آمیز ساده بروی مغز انجام گرفته بود.

اما با گسترش علم دانشمندان متوجه شدند مغز انسان بصورت یکپارچه نیست و از اجزای مختلفی تشکیل شده است و هر بخش از مغز وظیفه خاصی را دارد در سال 2003 گروهی از دانشمندان با عکس برداری الکترومغناطیسی از مغز انسان متوجه شدند مرکز دروغگویی و راستگویی در بخش جلویی مغز قرار دارد و وقتی کسی دروغ می گوید قسمت های لپ پیشانی یا ناصیه مغزش فعالیت بیشتری را انجام می دهد و آن قسمت مسئول مستقیم دروغگویی در انسان است.

در حالی که دانشمندان در سال 2003 به این موضوع پی بردند قرآن کریم در سوره علق آیات 13-16 به این موضوع اشاره کرده است:

أَرَأَیْتَ إِن کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۱۳﴾أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ﴿۱۴کَلَّا لَئِن لَّمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ ﴿۱۵﴾ نَاصِیَةٍ کَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ﴿۱۶﴾

[و باز] آیا چه پندارى [که] اگر او به تکذیب پردازد و روى برگرداند [چه کیفرى در پیش دارد] (۱۳) مگر ندانسته که خدا مى‏بیند (۱۴)زنهار اگر باز نایستد موى پیشانى [او] را سخت بگیریم (۱۵)[همان] موى پیشانى دروغزن گناه‏پیشه را (۱۶)

در سوره هود آیه 56 نیز خدواند دوباره به این مساله اشاره می کند:

مَّا مِن دَآبَّهٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا "جنبنده‌ای نیست مگر این که خدا موی پیشانی او را می‌گیرد."

براستی در آن زمان که هیچ دستگاه برای اسکن مغز وجود نداشت حضرت محمد به تنهایی از کجا می توانست بداند که مرکز دروغگویی در قسمت جلوی مغز یا سر است



تاريخ : دوشنبه سی ام بهمن 1391 | 11:15 | نویسنده : M

• ما « محک » نیستیم برای ارزیابی دیگران تا اگر موافق ما باشند خوب و اگر مخالف ما باشند بد باشند. از این خصلت‌های خودپرستانه و شرک آلود خود را برهانید اگر کسی دیگر، دچار چنین اشتباهی شد شما حذر کنید.


• علت دردها و مشکلات انسان، ضعف فرهنگی، علمی، کمبود کتاب و کمبود آموزش‌های اخلاقی نیست بلکه علت اصلی آن عدم وجود تزکیه می‌باشد فقط از دین بر می‌آید زیرا همزمان ذهن و قلب انسان را پرورش می‌دهد.


• اساسی‌ترین مسئله برای هر مسلمان در هر شرایط و وضعیت که پیش و بیش از هرچیز مراقب درون و نفس خود باشد زیرا در اسلام اصلاح ضمیر دشمن(شیطان)و بستن راههای نفوذش در دنیای پیچیده درون جهاد اکبراست و پایه و اساسی است برای جهاد اصغر یعنی شکست دشمن در دنیای بیرون که بالتبع ساده‌تر از جهاد دنیای درون است.


• تنها عامل بدبختیهای مسلمانان بیگانه شدن از قرآن بود.واکنون نیز تنهاوسیله آگاه شدن و خوشبختی و رستگاری مسلمانان و رهایی از بند اسارت جهانخواران و دامهای تزویرشان فقط بازگشت به سوی قرآن است و جز این راهی درست و مستقیم وجود ندارد.


• شجاعت و تواضع را چنان در خود نیرو بدهید که از مطرح شدن بترسید.


• تکالیف بر حسب تفاوت شرایط، متفاوت است.


• کسی نزد خدا محبوب‌تر است که به خاطر رضای خدا با خدمت به دین و بندگانش تحمل و گذشتش بیشتر باشد حتی نسبت به اشتباهات و خطاهای مسلم دیگران.


• در تبلیغ دین، علاقه به هدایت و خوشبختی مردم، اساس کار است.

 
• «قلب ناسالم»، با سختی و، اخمویی و، بی‌اعتنایی به غیر و، خشکی و، کینه و...، سازگار است؛ و «قلب سالم» با نرمی و خوشرویی و عطوفت و حسّاسیت و صفا و...


• توجّه داشته باشید طُرق وسوسه شیطان، متغیر است. اگر کسی، در مورد بعضی از محرّمات، به درجه‌ی «اطمینان نفس» رسید، گمان نکند که: دیگر، بر نفس خود، در آن موضوع تسلّط کامل یافته؛ چنانکه در هیچ شرایطی، دچار تزلزل نگردد. حتّی اگر در آن موضوع، حصار تقوی را، گرداگرد خود بکشیم، ممکن است: همین «گمان حصول اطمینان نفس» بزرگترین شکافی گردد که شیطان، از آن، سمّ کشنده‌ی «عجب» را، بر قلوبمان بپاشد؛ که این خود، از اصل همان گناه، زیانبار است.


• «شوخی»، با شروط آن، از ارزشهای اخلاقی است. اسلام، خشکه مقدسی و، زندگی و روابط خشک و تمام مقرّراتی را نمی‌پسندد.


• امّا مسأله‌ای مهمّ، که روح مسلمان، و حیات «جهاد اکبر» -ونیز «اصغر»-، و اساس رابطه‌ی انسان با پروردگار، و تنها نشانه‌ی ایمان آگاه، و فعّال است؛ و بدون آن، موجودیت ایمانی، نه مفهوم دارد؛ و نه واقعیت خارجی، «دعاء» است. دعاء، روح و مغز نماز است؛ و نماز هم، تنها وسیله‌ی رابطه‌ی منظم خلق با خالق؛ و ناهی از فحشاء و منکر. اگر توفیق الهی رفیق شود، بحث زیاد درباره‌ی دعاء، و کار زیادتر برای یافتن لیاقت دعا، باید بشود.


• همه شما را به اجتناب از منهیات ششگانه سوره حجرات توصیه می‌کنم و متوجه باشید که در حالت گناه و آلوده شدن به ناپاکی‌ها چقدر در نظر خدا زشت هستید.


• خواهران و برادرانم ! محببت شما نسبت به من، در صورتی با ارزش است که موافق با محبت و رضای خداوند باشد و فردای مرگ و قیامت با آن خوشحال و سرافراز باشید. آخر اگر اصلاً من و تمام آثارم و همه ی شما و این نسل و این سده نباشیم، یکهزارم آن ضرر را، به بشریت تا هنگام زوال زمین و آسمان نمی‌رساند، که تحریف و تغییر یک اصل دینی آنهم در محدوده شرک و توحید متوجه بشر می‌سازد.


• در اسلام مسئولیت انسان مسلمان، مرز و حدّی مشخص ندارد. اصولاً مسلمان بودن برابر است با مسئولیت و این مسئولیت وجود مادی و معنوی فرد را تا پهنه هستی در بر می‌گیرد. منتهی گسترش و افزایش شعاع‌ها و دایره‌های مسئولیت به تناسب افزایش و گسترش امکانات فرد بستگی دارد.


• تکفیر بعضی از فرقه‌های اسلامی پایبند و معتقد به اصول عقاید اسلامی (هر چند به طور آشفته) خلاف موازین اسلامی می‌باشد.


• «خیر النّاس أنفعهم لِلنّاس» خدمت به خلق از آثار تقوا می‌باشد امّا به شرطی که: _ همراه با تواضع باشد. _ بدون توقع مادی و معنوی باشد. _ با تحمّل صمیمانه و آسان انتقادات و توقعات دیگران همراه باشد. _ در صورت بروز هرگونه قصور یا تقصیر، صمیمانه به آن اعتراف نموده و از آن متأثر شوید نه اینکه به توجیه و عذر‌تراشی و تهمت زدن به دیگران متوسل شوید.


• به اقتضای دو اصل « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » و « لا یومن احدکم حتّی یحب لاخیه ما یحب لنفسه» مکلفیم هر آنچه برای خود دوست داریم و می‌پسندیم برای همه مسلمانان بدون استثناء دوست داشته باشیم.


• با توجه به نص إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ قصور از این دو وظیفه ( که صورت‌های اجرائی گوناگون و فراوانی دارند ) عصیان است: اوّل _ جدّ و جهدی صادقانه و پیگیر بر اساس روش اسلامی برای رفع کدورتها و بیگانگیها و... دوّم _ کوشش برای شرایطی که دانشمندان همه ی فرق اسلامی با صمیمیت و شوق ایمانی، به بررسی یک یک مسائل بپردازند. تا امّت اسلامی و دین زنده شوند.


• محبّت نسبت به خود، مفهوم و مصادیقی دارد مخالف با خودخواهی. خودخواهی آثار ناگواری برای فرد دارد که اصلی‌ترین آنها « استکبار » می‌باشد که آن هم صورت‌ها و جلوه‌های گوناگونی دارد از جمله: خود را بزرگتر و بهتر از دیگران پنداشتن، بر دیگران مخصوصاً ضعیفا، تکبّر نمودن، برخورد تحقیرآمیز با اطرافیان، انتظار دست به سینه شدن و اطاعت بی چون و چرا دیگران (از افراد خانواده گرفته تا جامعه).


• بت پرست مخلص بهتر است از ریاکاری (منافقی) که در مسجدالحرام سجده می‌کند...


• خدایا به خاطر من بنده ای را عذاب مده ؛ به خدا قسم، حاضرم همه عمر در دنیا رنج بکشم و زیر شکنجه باشم اما تمام بندگان خدا هدایت و سعادتمند گردند.



تاريخ : جمعه یکم دی 1391 | 0:35 | نویسنده : M



بسم الله الرحمن الرحیم
زائران ارجمند خانه خدا خوش آمدید.
امیدوارم از این سفر با عظمت و آموزنده، بهره‌ای کامل برده باشید، آنچنان که سنگ باران دشمنان تاریخ بشریت در «مُنی» در مظاهر ثلاثه‌اش، یعنی: «زر و زور و تزویر»، چنان اثری عمیق درکشتن خصال ماده پرستی، داشته باشد، که دیگر بسوی مسیر آن، میّسر نباشد. در این مناسبت که شما به توفیق اجرای یک برنامه تکان‌دهنده انسان ساز، دست یافته‌اید، جا دارد: به بعضی نکات مهم اسلامی، که فراموش و یا تحریف شده توجه فرمائید:

 


۱ـ اسلام، اجازه هیچ گونه القاب و امتیازات را نداده است. هرگز حضرت پیامبر اسلام و یاران بزرگوارشان ـ علیهم و الصّلوة والسّلام ـ و مسلمانان چند قرن پس از آن، لقبی مانند ((حاجی، سّید، ملا)) و امثال آن و یا علامتهائی به تناسب این القاب نداشتند؛ و لباسهای آنان از لباسهای عرفی رایج هموطنان ( جز در تنها صورتی که خصلت منفی درآن بوده باشد) جدا نبوده است. علاوه بر این، اگر کسی آرزو کند به دلیل اینکه عبادتی انجام داده، بر دیگران احترام و برتری یابد و در صدر نشیند و دستش را ببوسند، آن عبادت صوری نه تنها موجب صواب نیست، بلکه معصیتی است که تا آن حالت تفاخر و برتری طلبی در نهاد بماند، آن معصیت نیز استمرار دارد.

۲ـ هدیّه آوردن از سفر، و رفتن دوستان به دیدار مسافر از سفر برگشته، و نیز پذیرائی صاحب خانه از مهمان، همه از کارهای پسندیده به شمار می‌آیند اما هر کاری مستحب، با یک امر حرام همراه باشد، خود نیز حرام می‌شود.
متأسفانه هریک از این کارهای پسندیده، اکنون یک جنبه یا جنبه‌های متعدد حرام را، همراه دارد، و حتی آن را ایجاب می‌کند. اولین حرامی که همه این کارها دربر دارند این است که: در عرف جامعه ما، این کارها بصورت تکالیفی درآمده‌اند که هرکس ـ چه بتواند یا نتواند، وچه رغبت داشته باشد یا نه ـ خود را مجبور به انجام دادن آنها می‌داند. همه آه و ناله‌های اشخاص را در برابر این تکالیف شنیده‌ایم. همه خبر داریم که مسافران، درمورد انتخاب هدایای مُناسب و ترتیب پذیرائی و پهن کردن سفره «حاجیانه»، و دوستانه آنان در مورد تهیه کردن «منزل مبارکی» لایق شأن اشخاص، چه دردسری تحمل می‌کنند!

 

اضافه بر این: در پذیرائی‌های حاجیانه ( مانند غالب پذیرائیهای مرسوم درجامعه )، دو حرام دیگر مطرح است. یکی «اصراف»، یعنی اینکه: اضافه برحد متوسط زندگی جامعه ( که مقیاس اسلامی‌، برای تنظیم اقتصاد عمومی است) خوراک تهیه می‌شود؛ و دیگری: «تبذیر»، یعنی اینکه: مقداری از نعمتها ـ مانند ته ماننده بشقابها ـ هدر و ریخت و پاش می‌شود، که این کار خیانتی است بزرگ نسبت به بشریت تا حدی که خود قرآن، آن‌ را در تعبیری بسیار کوبنده ذکر می‌کند به این عبارت: «إِنّ المبذرین کانو إِخوان الشیاطین…». (علاوه‌بر اینها، جنبه‌های منفی دیگر نیز ـ مانند رعایت حسابهای دنیوی ـ در این کارها فراوان است) با توجه به این حقایق، انتظار دارم عبادتی را که انجام داده‌اید، با این همه محرمات، تبدیل به معصیت نفرمائید؛ پس از آنکه مظاهر زور و زر و تزویز را سنگباران کردید، دوباره خصّال و روحیه‌های این مظاهر خیانت را، در ضمیر خود زنده نسازید. اگر از نظر مالی توانائی داشته باشید، بهتر است، پولی را که در این امور پر از تظاهر خرج می‌کنید، برای اموری که خود عباداتهای بزرگی هستند مصرف بفرمائید، مانند کمک به خانوادهای بعضی از شهدا که سرپرست خود را از دست داده‌اند، و کمک به زخمی‌هائی که مخارج معالجه خود نمی‌توانند تأمین کنند؛ و یا کمک به بودجه‌ای که برای تهیه‌ی ساختمانی مناسب نیاز مدرسه قرآن و نماز جمعه، تعیین شده است.

ان‌شاءالله حج شما مبرور، و سعی شما مشکور باد.

والسّلام علیکم و رحمه الله 
۱۳۵۷/۹/۳
احمد مفتی زاده ـ مفتی کردستان



تاريخ : پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 | 0:44 | نویسنده : M

هنگامی که فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۱ میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایش ها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند.

جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان شناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

یکی از معجزات قرآن + عکس

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم تر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمی گذرد؟!

و آیا ممکن است محمد(ص) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا این که تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر ذر مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه ۹۲ سوره یونس را برای او تلاوت نمود.

این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم، موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و ده ها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید).

فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایه و ان کثیرا من الناس عن ءایتنا لغفلون/۹۲-یونس

پس امروز بدن و جسد(بی جان تو را ) از امواج رهایی می بخشیم به این دلیل که برای آیندگان نشانه ای از سرانجام گناه باشی تا افراد ظالم از تو عبرت گرفته و دست از ستم خود بکشند و افراد مومن برا ایمانشان افزوده شود و با اراده محکم تری براساس اعتقادات خویش عمل کنند، اما بسیاری از مردم از آیات و نشانه های ما غافلند.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1391 | 21:45 | نویسنده : M


الهم صل علی محمد و علی آله و صحبه و سلم



از همینجا ساخت فیلم توهین آمیز آمریکایی را که درآن به شان مبارک حضرت رسول(ص) توهین شده است محکوم میکنم،و از همه مومنین جهان خواستارم که در برابر این جنایت بزرگ ساکت ننشینند.


متاسفانه عاملان تهیه این فیلم که همه صهیونیستند در جواب خشم مسلمانان این کار خود را آزادی بیان خوانده اند!!!!!!!!!!!





تاريخ : سه شنبه هفدهم مرداد 1391 | 0:35 | نویسنده : M
این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.




 

 

Interview with god
گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم 

 

So you would like to Interview me? “God asked”
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

 

If you have the time “I said”
گفتم : اگر وقت داشته باشید 

 

God smiled
خدا لبخند زد

 

My time is eternity
وقت من ابدی است 

 

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

 

What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

 

Go answered …
خدا پاسخ داد …


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه چهارم مرداد 1391 | 13:37 | نویسنده : M

خدایا ممنونم ؛
من می‌تونم تمام زیبایی‌های پیرامونم را ببینم ،
کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه هست ...


خدایا ؛

من می‌تونم راه برم ،

کسانی هستند که هیچوقت نتونسته‌اند حتی یک قدم بردارند

خدایا از تو ممنونم ؛

که دل رئوف و شکننده‌ای دارم ،
 کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمی‌کنن

خدایا سپاسگزارم ؛

که به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم ،
کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده‌ای بی‌بهره‌اند

خدای عزیزم ؛
من می‌تونم کار کنم ،
کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهای روزمره‌شون هم به دیگران محتاجند ،
برای این نعمت بزرگ از تو سپاسگزارم

خدای دوست‌داشتنی من، از تو ممنونم ؛
که کسی هست که منو دوست داره ،
کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست

و بیش از همه‌ی این‌ها ؛

برای هدیه‌ای که هر روز با هزار عشق و امید به من می‌دهی از تو سپاسگزارم

هدیه‌ای که نامش زندگی ‌ست



تاريخ : دوشنبه دوم مرداد 1391 | 0:36 | نویسنده : M

نسبت عمر دنیا به عمر زمین:

سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:

"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"

سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:

"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند.

این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).

اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!

عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید.

جواب 3 بدست می آید.

این بدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!

سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:

سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"

در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.

نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.

امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).

قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).

کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد!

بیگ بنگ – بیگ کرانچ و انبساط دنیا:

سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:

"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"

سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"

سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:

"در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است که بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"

با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).

قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!

و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).

و این سخن حقیقت است!

***برگرفته از سایتهوپا

ترجمه و گردآوری: علیرضا یعقوبی: dr_ayt@yahoo.com

منبع اصلی: http://www.speed-light.info



تاريخ : شنبه سی و یکم تیر 1391 | 1:6 | نویسنده : M

گه ر چی تووشی ڕه نجه ڕۆیی و حه سڕه ت و ده ردم ﺌه من

 

قه ت له ده س ﺌه م چه ر خه سپڵه  نابه زم، مه ردم  ﺌه من

 

ﺌاشقی چاوی که ژاڵ و گه ردنی پڕ خا ڵ نیم

 

ﺌاشقی کێو و ته لان و به نده ن و به ردم ﺌه من

 

گه ر له برسان و له به ر بێ به رگی ﺌیمڕو ڕه ق هه لێم

 

نوکه ری بێگانه ناکه م  تاله سه رهه ردم  ﺌه من

 

من له زه نجیر و ته ناف و دار و به ند باکم نیه

 

له ت له تم که ن، بمکوژن ، هێشتا ده لێم کوردم ﺌه من

 

                                

                                            "هێمن"



تاريخ : شنبه بیست و چهارم تیر 1391 | 13:20 | نویسنده : M



بحث توسل بسیار ساده و راحت است البته اگر بدون تعصب و منصفانه مورد بررسی قرار گیرد.

ما ملت مسلمان معتقدیم که کتاب قرآن برای ما آمده و برنامه زندگی در آن بیان شده است.

 در سوره ی مائده آیه ی 35 می خوانیم : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ. اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید .

هر جایی از قرآن را که مورد تفحص قرار دهید هرگز انسانی را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به خدا قرار نداده است. تمام مثالهایی که از امتهای دیگر ذکر می کنند هیچ ارتباطی به بحث توسل ندارد. مگر اینکه طلب کمک انسان از انسان دیگری می باشد در امری از امور دنیا.

بالفرض محال کسی بخواهد این مثالها را برای رسیدن به هدفش پتکی کند و بر سر دیگران بزند، باید بداند که این احکام مربوط به امتهای گذشته است و در رسالت محمد صلی الله علیه و سلم قوانین کاملتر و گسترده تری بیان شده و شریعت گذشته گان منسوخ شده است. مثلاً توبه نمودن در امت موسی زمانی قبول می شد که انسان خود را بکشد. حجاب در امتهای قبل وجود نداشته است البته مثل حجاب در شریعت ما. رقص و موسیقی و پایکوبی و ساز و سرنا حلال بوده. مَی گساری و شراب خواری حلال بوده. حتی در ابتدای اسلام. ولی اکنون این قوانین برای ما مورد عمل نیست و قوانین جدیدی صادر شده است.

و در ادبیات و آموزه های ما جایی سراغ نداریم که صحابه و ائمه و اهل بیت و بزرگان دین به کسی بعد از مرگش برای رسیدن به الله توسل جسته باشند. و تمام روایاتی که بخواهند با آن در کتب اهل سنت این نوع توسل را جایز بدانند نامعتبر و ضعیف و در نهایت مردود می باشد. چون توسل کردن دعا است و در دعا الله منان از همه کس به ما نزدیکتر است و موجودی دیگر را به عنوان واسطه نمی خواهد. خداوند می فرمایند : أدعونی استجب لکم : مرا بخوانید شما را اجابت می کنم. مستقیماً بنده را به خود مرتبط می کند و مانند قوانین دنیا برای رسیدن به انسانی که در مقام از ما بالاتر است، سلسله مراتب نگذاشته است. البته در امور دنیا می توان با سه شرط از مردم طلب کمک کرد که به آن استغاثه می گویند و ربطی به بحث توسل ندارد. 1- آن شخص زنده باشد. 2- آن شخص قدرت انجام آن کار را داشته باشد. 3- آن شخص حاضر باشد. مانند: طلب دعای باران توسط صحابی از رسول الله صلی الله علیه و سلم. اولاً پیامبر زنده بوده.دوماً قدرت دعا کردن را داشته است. سوماً: رسول الله حاضر بودند. توسل یعنی برای نزدیک شدن به خدا چیزی را وسیله قرار دادن. ولی استغاثه یعنی طلب کمک.


در نزد اهل سنت و جماعتی که پیرو قرآن و حدیث صحیح رسول صلی الله علیه و سلم باشد، فقط این نوع توسل جائز است:

1-  توسل به ایمان : الله یکتا می فرماید: رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار.ِ پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا می ‏خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیکان بمیران (آل عمران/193) .

2- توسل به توحید الهی : مانند: وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ. و ذوالنون را [یاد کن] آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداریم تا در [دل] تاریکیها ندا درداد که معبودى جز تو نیست منزهى تو راستى که من از ستمکاران بودم (87).

3-  توسل به اسماء و صفات الله یکتا : وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ. و نامهاى نیکو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانید و کسانى را که در مورد نامهاى او به کژى مى‏گرایند رها کنید زودا که به [سزاى] آنچه انجام مى‏دادند کیفر خواهند یافت (180)

4-  توسل بوسیله اعمال صالحه و ترک معصیت. مانند : نماز، نیکی به پدر و مادر، امانت، راستی و راستگویی، صدقه و ذکر،  تلاوت قرآن و درود بر پیامبر صلی الله علیه و سلم و محبت ما به آیشان و صحابه و دیگر اعمال صالحه.

5-     توسل با طلب دعا از انبیاء و صالحین که در قید حیاتند.

اما اینکه در تشهد بر رسول صلی الله علیه و سلم درود می فرستیم. چون رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: فرشتگان این سلام را به ایشان می رسانند. ولی خودشان مستقیماً نمی شنوند. دیگر چگونه به ایشان شنوانده می شود در قدرت الهی است و ما فقط ایمان داریم و تسلیم می شویم.

اما آیاتی که در مورد شهدا است و میفرماید زنده اند، در آخر آیه ذکر می کند که در نزد خدایشان زنده هستند و روزی می خورند،که ما کیفیت آن را نمی دانیم و حیات غیب با این دنیا متفاوت بوده و احکام خاص خود را دارد و نباید مباحث را با هم مخلوط کرد. ثانیاً الله متعال نفرموده اند که شما از شهدا طلب دعا کنید وآنان پل ارتباطی بین من و شمایند... چنین آیه ای در قرآن نیامده است.



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 | 23:4 | نویسنده : M



من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم...!

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند...




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 14:30 | نویسنده : M


تو این پست میخوام چند تا سوال مهم ازتون بپرسم:


1. آیا در اسلام مجاز است که مردی همسر خود را کتک بزند!؟

2. آیا در اسلام حکمی به نام رجم یا سنگسار اصلا وجود دارد!؟


هر کدام از عزیزان که میخواهند جواب این سوالات رو بدونند،میتونند تو قسمت نظرات آدرس ایمیلشون رو بذارن تا جواب سوالات رو که در قالب دو مقاله هست،واسشون ارسال کنم.



تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 14:22 | نویسنده : M



نماز

خواص طبی نماز:

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند. و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت أحشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است. کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است. مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

تاريخ : شنبه دهم تیر 1391 | 17:27 | نویسنده : M
چند روز پیش وقتی داشتم برمیگشتم خونه توراه با یه صحنه ی غم انگیز روبه رو شدم که هنوزم که هنوزه یادش اشک تو چشام میاره!

خودتون بهتر میدونین که تابستونه و هواهم گرم.آدم تا برسه خونه هزار باراز گرما میمیره و زنده میشه.

ولی اون صحنه ای که دیدم از گرمای تابستونم حالمو بدتر کرد.

بد نیست واسه تو هم تعریفش کنم شاید باعث شه قدر زندگی که داری رو بیشتر بدونی...


حتما ادامه مطالب رو بخونید...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه نهم تیر 1391 | 23:29 | نویسنده : M
فروش سوپ جنین تنها برای افزایش میل جنسی!!!

در یک مقاله علمی که در چین منتشر شد، از یک واقعیت هولناک در این کشور پرده برداشته شد. در این مقاله آمده بود در ایالت کانتون چین ، سوپ گیاهی به همراه گوشت نوزاد سرو میشود. برای این سوپ در این ایالت چین تبلیغات زیادی به راه انداخته شد مبنی بر اینکه این سوپ خاصیت عجیبی در افزایش میل جنسی دارد.

 

قیمت سوپ 4000 دلار است. یک کارخانه دار چینی نیز در مصاحبه ای اعلام کرده است که تاثیر این سوپ را به عینه مشاهده کرده است.

 

گفته می شود سوپ جنین ترکیبی از مغذی ترین گیاهان، گوشت مرغ و جنین سالم انسانه که 8 ساعت آب پز یا بخارپز میشود.

جنین هایی که برای تهیه این سوپ خریداری می شوند 2 هزار دلار قیمت دارند.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

 

الم یأن للّذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر اللّه و ما نزل‌ من الحقّ و لا یکونوا کالّذین اوتو الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون.(آیه ۱۶سوره مبارکه حدید)

(آیا وقت آن نرسیده که دلهای افراد باایمان در برابر نام خدا و آئین حقی‌ که از طرف او نازل گردیده خاضع گردد،و مانند پیشینیان از اهل کتاب نباشند که یک‌ مدت طولانی آسوده زندگی کردند(و مغرور شدند)و دلهای آنها قساوت پیدا کرد و بسیاری از آنها گناهکار بودند.)



تاريخ : پنجشنبه هشتم تیر 1391 | 0:39 | نویسنده : M

 

احمد مفتی زاده، یا علامہ مفتی زاده (در مناطق کُردزبان: کاکه ئه حمدی موفتی زاده) (زادهٔ بهمن‌ماه ۱۳۱۱ در سنندج-۲۰ بهمن ۱۳۷۱ در تهران) متفکر مسلمان، اسلام‌شناس و مجتهد اهل سنت ایران بود که در کردستان فعالیت داشت. او از رهبران و شخصیت‌های مذهبی سیاسی ایران به حساب می‌آید که مدتی طولانی را در زندان‌های حکومت محمد رضا شاه پهلوی و جمهوری اسلامی سپری کرد. از بارزترین خواسته‌های او اصلاح در قانون اساسی و احیا نمودن حکومت شورایی در جوامع اسلامی و جامعه ایران بود.


Ahmad Moftizadeh(Young).jpg


ادامه مطلب